مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

مقدمه 42

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

بهر دو دست درآويختم به دو از رشك * كه عشق و رشك شد آميخته به يكديگر بكوفتم به زمين پير ديو گوهر را * گرفتم از وى آن لعبت پرى پيكر شدم به خانه بر انديشهء عدو كامد * غلامى از پدرم نام نيك او سنجر چه گفت گفت كه آن پير ناسپاس كنون * بر امير بيامد ز تو شكايت‌گر امير شهر بحبس تو نيز فرمان داد * ببند رخت از اينجا كه نيست جاى مقر نماز شام برون آمديم از بصره * من و كنيزك من با هزار گونه خطر همان كنيزك دلبند دلفريب اين است * كه دارم او را مانند جان همى در بر بهديه دادمش اينك ترا ايا صياد * كدام هديه كه از جان بود گرامىتر » 8 - الف ليلهء منظوم آخرين اثر الف ليله در زبان فارسى ، همانا نظم آن كتاب است كه ابو الفتح خان دهقان سامانى اصفهانى بتشويق سليمان خان ركن الملك شيرازى ، وزير اصفهان كه وزيرى شعردوست و شاعرپرور بوده است ، آن را بنظم آورده است و هزار دستانش نام نهاد و در 1313 هجرى قمرى بطبع رسيده و تاريخ آن را گفته‌اند : « باغ گل داد طبع دهقان باز » و شاعر در اين كتاب ، التزام كرده است كه